تحولات منطقه

قدس انلاین_مصطفی لعل شاطری: اوایل بهمن ماه برابر است با سالروز اعدام انقلابی قدسی انلاین_مصزفی لعل شاطری: اوایل بهمن ماه برابر است با سالروز اعدام انقلابی حسنعلی منصور توسط شهید محمد بخارایی در سال 1343؛ فردی که با تلاش همه جانبه در تایید کاپیتولاسیون گامی بسیار بزرگ در تسلط هر چه بیشتر دول غربی، به ویژه امریکا بر ایران برداشت. توسط شهید محمد بخارایی در سال 1343؛ فردی که با تلاش همه جانبه در تایید کاپیتولاسیون گامی بسیار بزرگ در تسلط هر چه بیشتر دول غربی، به ویژه امریکا بر ایران برداشت.

وزیری که برای یک پرونده 9,000,000  دلار رشوه گرفت!؟
زمان مطالعه: ۱ دقیقه

به گزارش سرویس فرهنگی قدس انلاین گسترش و نفوذ امریکا پس از کودتای 28 مرداد 1332 در ایران، آن دولت را بر آن داشت تا جهت حفاظت از منافعش عده بسیاری از مستشاران و نیروهای خود را به ایران اعزام نماید. از سویی دیگر اقامت این عده در ایران حفاظت جانی و مالی آن ها را می طلبید؛ از این رو دولت امریکا تصمیم گرفت تا کاپیتولاسیون یا همان حق مصونیت قضایی را درباره نیروهایش در ایران به اجرا درآورد.
این لایحه در واپسین روزهای نخست وزیری اسدالله علم تنظیم و پس از تصویب در مجلس سنا جهت کسب رأی اعتماد نمایندگان به مجلس شورای ملی برده شد. کار تصویب و دفاع از این لایحه در مجلس شورای ملی توسط دولت حسنعلی منصور صورت گرفت و با تلاش های او بود که این لایحه در تاریخ 21/7/43 توسط نمایندگان به تصویب رسید.
اطلاع مردم از این قضایا موجی از نارضایتی و اعتراض به دنبال آورد. در این ماجرا نقش مرجعیت دینی به ویژه امام خمینی بی نظیر بود. ایراد سخنرانی و انتشار اعلامیه در چهارم آبان از جمله اقدامات ایشان است. در این بین هیئت های مؤتلفه اسلامی که از چندی قبل با یکدیگر متحد شده بودند توزیع اعلامیه های امام را در سرتاسر کشور بر عهده داشتند. از این رو رژیم جهت سرکوب نمودن مردم و طلاب معترض، امام را بازداشت و بلافاصله به ترکیه تبعید کرد.
تبعید امام به ترکیه و همچنین زندانی کردن تعدادی از علما از جمله حاج آقا مصطفی خمینی باعث بروز واکنش هایی از سوی گروه های سیاسی جامعه گردید. در همین راستا تعدادی از اعضای هیئت های مؤتلفه اسلامی مبارزات مسلحانه را تنها راه خروج از این وضعیت دانستند. آن ها پس از برگزاری جلسات متعدد و بحث و گفت و گو تصمیم گرفتند تا حسنعلی منصور را که باعث تصویب لایحه کاپیتولاسیون و تبعید امام شده بود، ترور نمایند و سرانجام به نیت خود دست یافتند و در یکم بهمن ماه 1343 محمد بخارایی کار وی را یکسره می نماید، اما به راستی تنها گناه حسنعلی منصور تصویب کاپیتولاسیون بود؟

پرونده ای سیاه!
جالب است بدانید که پرونده ی وی سرتاسر خیانت و بدآوردن رسوایی برای ایران بوده است، از این رو شاید اشاره ای به آن خالی از لطف نباشد، به نحوی که ابراهیم ذوالفقاری در این باره می نویسد: حسنعلی منصور به سال 1302 ش در تهران به دنیا آمد. پدرش، رجبعلی منصورالملک، از اعضای اولیه لژ بیداری ایرانیان و از ارکان فراماسونری و از کارگزاران سیاست انگلیس در ایران بود.
ارتشبد سابق حسین فردوست، در خاطرات خود، رجبعلی منصور را فردی بی شخصیت، پرورش یافته انگلیسی ها و از عناصر درجه اول شبکه اردشیر ریپورتر معرفی می کند و درباره علت انتخاب او به نخست وزیری در رژیم پهلوی اول می گوید: «با شروع شکست آلمان ها در جبهه ها، رضاخان دستپاچه شد و منصورالملک را که از مهره های انگلیس به شمار می رفت، به جای متین دفتری نخست وزیر کرد. مذاکرات با متفقین، خصوصاً انگلیسی ها را او انجام می داد.»
مادرش، فاطمه رئیس، دختر ظهیرالملک رئیس بود که ریاست اداره انگلیس را در وزارت امور خارجه به عهده داشت. او نخستین زن فارغ التحصیل مدرسه امریکایی در ایران بود.

تحصیلات
حسنعلی منصور، دوران ابتدایی و متوسطه را در مدارس «جمشید جم» و «فیروز بهرام» سپری کرد که از مؤسسات فرهنگی وابسته به انجمن زرتشتیان بود و پس از اخذ دیپلم، به مدت دو سال به دانشکده فنی رفت. سپس راهی «دانشکده حقوق و علوم سیاسی» شد و رساله پایانی دوره لیسانس خود را تحت عنوان «مصونیت های سیاسی» تدوین کرد.
هر چند معلومات تخصصی حسنعلی منصور به علت تصدی دبیرکلی شورای عالی اقتصاد، در امور اقتصادی عنوان شده بود و در فرم زندگی نامه ای که توسط ساواک تنظیم گردیده، مدرک وی، دکتری در رشته های حقوق سیاسی و اقتصادی نوشته شده است، ولی در گزارش مفصلی که خطاب به دادستان کل کشور تهیه گردیده، آمده است:
«در دانشکده حقوق به شهادت تمام هم دوره ای هایش، با توصیه و سفارش نمره گرفته است.»

مشاغل
حسنعلی منصور پس از اخذ لیسانس در 1324، با واسطه نفوذ پدرش به وزارت امور خارجه رفت و مدتی در ادارات اطلاعات و سوم سیاسی کار کرد. در 1325 به عنوان عضو نمایندگی ایران در کنفرانس صلح پاریس، عازم فرانسه شد و تا 1327 به عنوان وابسته سفارت شاهنشاهی در آنجا ماند و پس از آن به همراه عبدالله انتظام و امیرعباس هویدا به اشتوتگارت رفت.
برخی از مشاغل دیگری وی بدین شرح است:
- منشی وزیر امور خارجه.
- رئیس کل دفتر نخست وزیر (1330 در زمان نخست وزیری حسین علاء).
- رئیس اداره چهارم سیاسی وزارت امور خارجه.
- رئیس دفتر نخست وزیر (1334 به مدت دو سال).
- معاون وزارت بازرگانی (1336).
- قائم مقام دبیرکل شورای عالی اقتصاد (1336).
- معاون نخست وزیر (10/9/1336).
- دبیرکل شورای عالی اقتصاد (1337).
- وزیر کار (4/8/1338).
- وزیر بازرگانی (10/11/1338).
- مدیرعامل شرکت سهامی بیمه ایران (1341).
- نماینده مجلس شورای ملی (7/7/1342).
- عضو هیئت مدیره سازمان شاهنشاهی (22/7/1342).
- نخست وزیر (اسفند 1342).

ازدواج
حسنعلی منصور ابتدا با یکی از دختران عبدالحسین تیمورتاش ازدواج کرد اما این وصلت بیش از شش ماه دوام نداشت و به جدایی انجامید. دومین ازدواج او با فریده امامی- دختر نظام الدین امامی خویی- بود. وی در رابطه به این ازدواج می گوید:
«در سال 1338 با دوشیزه فریده امامی ازدواج کردم. رابطه میان دو خانواده خودم با او، منجر به وصلت ما شد. همسر من فارغ التحصیل دانشگاه لندن است.»
در حاشیه زندگی حسنعلی منصور، علاوه بر ارتباطاتش با زنان دیگر نام زن دیگری به نام مهین آهی به میان آمده است. در دورانی که منصور، ریاست شرکت سهامی بیمه ایران را به عده داشت، میهن آهی منشی دفتر مدیرعامل شرکت بود و این ارتباط نزدیک، موجب برقراری روابطی میان آن دو گردید که حاصل آن نیز یک فرزند بود. این ازدواج، تا زمان مرگ منصور، در پرده ماند ولی پس از آنکه مسئله انحصار وراثت مطرح گردید، پای مهین آهی نیز به میان کشیده شد!

خصوصیات روحی و روانی
حسنعلی منصور در خانواده ای انگلوفیل رشد کرد و در دامن مراکز تربیتی و فرهنگی زرتشتی پرورش یافت و با حمایت منصورالملک در مسیر رشد و ترقی قرار گرفت و در سال 1337 به معاونت نخست وزیر و ریاست شورای عالی اقتصاد رسید. در این سال، ساواک تازه تأسیس، درباره او چنین نوشت:
«شخصیتی ندارد تا تمایلی داشته باشد... عاشق حاکم وقت [است]... متواضع ولی بی شخصیت. افکار عالی به هیچ وجه ندارد و تمام ترقی او روی نفوذ پدرش می باشد. [فردی] کم مغز، بی تجربه و عزیز بی جهت [است.]»
ولی پس از گذشت چهار سال، یعنی در اردیبهشت 1341، نظریات ساواک تغییر کرد:
«مدیریت دارد، رفتار با مرئوسین خوب، قدرت کار دارد، سرعت در اتخاذ تصمیم دارد، قدرت ایجاد تشکلیفات، متوسط، مؤدب و متواضع، رفیق باز و صمیمی»
با این حال او در بین طبقه تحصیل کرده، از جایگاه ویژه ای برخوردار نبود. فردی به نام مهندس کشتکار، عضو جمعیت تحصیل کرده های اروپا، در این باره می گوید: «در بین طبقه تحصیل کرده به بیسوادی و بی اطلاعی معروف است... هیچ ارزش و احترامی بین این طبقه ندارد.»

ماجرای قاچاق در پاریس
در دوران ماموریت حسنعلی منصور به همراه امیرعباس هویدا در پاریس اتفاقی روی داد که در جراید ایران نیز بازتاب داشت. عباس میلانی که مدعی است پرونده محرمانه این ماجرا را در وزارت امور خارجه فرانسه مطالعه کرده است، در این باره می نویسد:
«سفارت ایران در پاریس درگیر ماجرایی سخت جنجالی شد. حرص و آز، محرک واقعی ماجرا بود. ویرانی های جنگ، بسیاری از ساکنان پاریس را به خاک سیاه نشانده بود. در مقابل، شماری از فرانسوی های مآل اندیش توانسته بودند به دور از چشم مقامات دولتی، بخش قابل ملاحظه ای از ثروت خود را بدون پرداخت عوارض گمرکی و مالیات های اغلب سنگین به فرانسه بازگردانند. در این شرایط طبعاً کسانی که می توانستند بدون بازبینی چمدان ها و اتومبیل های خود از مرز عبور کنند در موقعیتی به راستی استثنایی و مطلوب قرار داشتند. بی گمان پیداست که این موقعیت ممتاز در وهله اول به دیپلمات ها تعلق داشت. چنین شد که بسیاری از دیپلمات های کشورهای گوناگون به دام این وسوسه افتادند. دیپلمات های ایرانی نیز از این قاعده مستثنی نبودند و برخی از آنان به صف سودجویان پیوستند.»
در این ماجرا که منجر به اعتراض دولت فرانسه و در نهایت بازگشت زین العابدین رهنما- سفیر کبیر ایران در پاریس- شد، نام افراد زیادی مطرح گردید، از آن جمله: امیرعباس هویدا و حسنعلی منصور.
هر چند این مسئله نیز چون وابستگی به بیگانگان، ارثی بود که حسنعلی از پدرش، رجبعلی به یادگار داشت، چرا که او هم در زمان حضور در ایتالیا از مصونیت دیپلماتیک بهره ها برده بود و آن قدر سیگار، تریاک و مشروب قاچاق کرده بود که، دولت ایتالیا، برای بار دوم به او پذیرش نداد.

سوء استفاده هایی منحصر به فرد!
در ارزیابی ساواک در تیرماه 1337 آمده است: «تموّل شخصی ندارد، خانه مسکونی شخصی، متعلق به پدرش می باشد.»
علی رغم این اظهارنظر، اولین خبرها در خصوص سوءاستفاده های وی به شهریور ماه 1343 بازمی گردد. در گزارشی که درباره وی، منتشر گردیده، آمده است که، در زمان ریاست بر شورای عالی اقتصاد، از تجار و شرکت ها و کارخانه ها، رشوه می گرفته و دلال های وی در این رابطه، شادمان و نیرومند بوده اند. در این گزارش برای مثال به کارخانه قند شاهرود اشاره شده که 250 سهم سیصد تومانی گرفته است. در همین گزارش آمده است که پول و سرمایه شرکت آسال نیز که توسط منوچهر تیمورتاش- شوهر خواهر وی- اداره می گردد، متعلق به منصور است. و در ضمن آن قید گردیده:«حسنعلی منصور 38 هزار متر از اراضی نیاوران را به نام خود ثبت کرده است.»
اما پس از مرگ منصور، ساواک گزارش هایی درباره دارایی ها و سوءاستفاده های وی، تهیه کرد که برخی از آن ها، به این شرح است:
الف: «بر اثر رسیدگی به حساب منصور، معلوم شده وی در بانک های مختلف امریکا، قریب ده میلیون و پانصد هزار دلار موجودی دارد.»
ب: در محافل سیاسی گفته می شود: «منصور در کشور سوئیس دارای ثروت هنگفتی است که اخیراً بر سر تقسیم آن، بین همسر او و منصورالملک اختلاف شده است.»
ج: در بعضی محافل تهران شنیده می شود: «بین همسر منصور و منصورالملک، اختلاف شدیدی در کشور سوئیس ایجاد شده است. همسر منصور مدعی شده که منصور مبلغ 000/000/6 دلار وجه نقد در یکی از بانک های سوئیس داشته و منصورالملک که مقیم سوئیس است، از بانک مربوطه پول را گرفته و حاضر نیست به همسرش مسترد کند.»
د: «منصور وقتی که مدیرعامل شرکت بیمه بود، با سکرتر خود نزدیک و بالاخره از او صاحب بچه ای می گردد. حالا همان خانم و بچه اش به ژنو می روند و تقاضای نصف دارایی و ارثیه منصور را می کنند... علی منصور به او گفته پسرم ثروتی ندارد. خانم می گوید: پس آن 000/000/9 دلاری که بابت مصونیت کارشناسان امریکایی رشوه گرفت، چه شد.»

وابستگی های منصور
منصورالملک از تربیت یافتگان مدرسه علوم سیاسی بود که اردشیر ریپورتر در آن نقش اصلی را ایفا می کرد. حسین فردوست درباره وابستگی این پدر و پسر می گوید: «علی منصورالملک از مأموران انگلیس بود. پسرش مانند پدر، پرورش یافته انگلیسی ها بود ولی از آن گروه بود که به امریکایی ها وصل شدند. او چه در اصل چهار و چه بعدها که نخست وزیر شد، از طرف امریکا به شدت تقویت می شد.»
حسنعلی منصور، به همراه جمشید آموزگار، عطاءالله خسروانی و... در دبیرستان ایرانشهر درس خواند و در همین دوران بود که عضویت در تشکیلات جمعیت یاران دبیرستانی را تجربه کرد. بنابر نقل عباس میلانی، شاپور ریپورتر نیز همکلاس منصور بود و همین ارتباط بود که باعث صمیمیت همسر منصور بعد از مرگ او با شاپور ریپورتر شد.
پس از تغییر شرایط بین المللی و جا به جایی قدرت ها، به تدریج در بسیاری از مواضع، انگلیسی ها، جای خود را به امریکایی ها دادند و تعدادی از وابستگان خویش را نیز به آنان معرفی کردند و منصور نیز که در ارزیابی سال 1339 توسط ساواک «طرفدار سیاست انگلستان» معرفی شده بود، شامل این جا به جایی گردید.
راهیابی حسنعلی منصور به وازرت امور خارجه و حضور در مأموریت های پاریس و آلمان، موقعیت مناسبی بود تا ارتباطات او با دوستان امریکایی اش تقویت گردد.
اسکان در منطقه تحت اشغال امریکایی ها در اشتوتگارت و حق خرید از کمیسری ارتش امریکا، پس از آنکه فرانسوی ها و انگلیسی ها، برای تأسیس دفتر ایران، جایی به آنان نداده بودند، حسنعلی منصور و امیرعباس هویدا را به تشکر و قدردانی از امریکایی ها واداشت و آشنایی منصور با جان مک کلوی- رئیس حکومت اشغالی آلمان و از مردان پرقدرت امریکا در سال های پس از جنگ- که چندی نیز معاون وزارت دفاع بود، هدف را روشن و مشخص تر کرد و از همین دوران بود که بلندپروازی های سیاسی منصور بی حد و حصر می نمود و از تماس هایش با امریکایی ها، سخن می گفت. گراتیان یاتسویچ با حضور در ایران و اجاره نشینی در خانه منصور، به یکی از نزدیک ترین دوستان منصور، بدل شد و این دوستی آشکارا به رخ دیگران کشیده می شد.

عباس میلانی در گفت و گویی با استوارت راکول- وزیر مختار وقت امریکا در ایران- از قول او می نویسد: «بدون شک در سفارت [امریکا] عده ای بودند که نسبت به منصور نظر خوش داشتند و حمایتش می کردند.»
همین حمایت های بود که علاوه بر ملاقات های پنهانی منصور با امریکایی ها، دیدار او با هولمز- سفیر امریکا در ایران- را به دنبال داشت ولی این گراتیان یاتسویچ بود که نقش اصلی را در صعود حسنعلی منصور به نخست وزیری ایفا کرد. در این رابطه جلال الدین تهرانی، از سیاستمداران کهنه کار وابسته به سیاست غرب در ایران می گوید: «وزیر مختار سفارت امریکا که از مستأجرین حسنعلی منصور است و با او سر و سرّی دارد، علناً گفته که من منصور را به نخست وزیری خواهم رساند، همان طور که علی امینی را نخست وزیر کردم» و این در حالی بود که طرفداران انگلستان، از جمله علی دشتی، جمال امامی، عبدالرحمن فرامرزی و ابراهیم خواجه نوری نیز از وی تعریف و تمجید کرده، از وی به عنوان نامزد نخست وزیری، جانبداری می کردند، تا جایی که در 12 دی 1342 به اظهارنظری چنین مبادرت شد:
«به طور قطع انگلیسی ها نسبت به زمامداری منصور خوشبین هستند و طرح هایی دارند که باید به نفع انگلستان به دست مشارالیه انجام گیرد» و در همین باره از قول اشخاص مطلع [!؟] گفته شد:
«حسنعلی منصور عامل انگلیس در ایران است و با نزدیک کردن خود به شاه و امریکایی ها، اقدامات خود را به نفع انگلیسی ها و بدنام کردن امریکایی ها و سیاست آن ها در ایران به عمل می آورد.»

منصور و کاپیتولاسیون، پایان کار!
تصویب قانون مصونیت امریکایی ها، دسته گلی بود که می بایست حسنعلی منصور به دوستان امریکایی اش پیشکش می نمود. این لایحه در یکی از ساعات آخر شب در مجلس سنایی که اکثر اعضای آن در حال خماری بودند، به تصویب رسید و در مجلس شورای ملی هم علی رغم مذاکرات پرتنشی که جریان یافت با موافقت نمایندگان رو به رو شد.
همین اقدام کافی بود تا امام خمینی (ره) در چهارم آبان 1343، نطقی شورانگیز در مخالفت با این لایحه، ایراد کنند: «آیا ملت ایران می داند در این روزها در مجلس چه گذشت؟... می داند مجلس، به پیشنهاد دولت، سند بردگی ملت ایران را امضا کرد... به حسب این رأی ننگین، اگر یک مستشار امریکایی یا یک خادم مستشار امریکایی به یکی از مراجع تقلید ایران، به یکی از افراد محترم ملت، به یکی از صاحب منصبان عالی رتبه ایران، هر جسارتی بکند، هر خیانتی بنماید، پلیس حق بازداشت او را ندارد، محاکم ایران حق رسیدگی ندارد، ولی اگر به یک سگ آن ها تعرضی بشود، پلیس باید دخالت کند، دادگاه باید رسیدگی نماید...»
این مخالفت به تبعید امام در 13 آبان به ترکیه و پس از آن به نجف اشرف انجامید. در این حال و هوا بود که معتقدان به مقام مرجعیت و روحانیت، دست به کار شدند، چند ماهی تلاش کردند و حاصل تلاش آنان، گلوله هایی بود که از اسلحه محمد بخارایی در نخستین روزهای بهمن ماه 1343 در میدان بهارستان و مقابل مجلس شورای ملی شلیک شد و بر صدارت 314 روزه حسنعلی منصور خاتمه داد.

منابع:
1- فردوست، حسین. ظهور و سقوط سلطنت پهلوی، تهران: موسسه مطالعات و پژوهش های سیاسی، 1369، ج1.
2- جعفریان، رسول. جریان ها و جنبش های سیاسی ایران، تهران: علم، 1390.
3- شمس آبادی، حسن. کاپیتولاسیون و زمینه های سیاسی و اجتماعی اعدام انقلابی حسنعلی منصور، نشریه پانزده خرداد، شماره 24- 25.
4- ذوالفقاری، ابراهیم. حسنعلی منصور. فصلنامه مطالعات تاریخی، شماره 10.

حرم مطهر رضوی

کاظمین

کربلا

مسجدالنبی

مسجدالحرام

حرم حضرت معصومه

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
در زمینه انتشار نظرات مخاطبان رعایت چند مورد ضروری است:
  • لطفا نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید.
  • مدیر سایت مجاز به ویرایش ادبی نظرات مخاطبان است.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظرات پس از تأیید منتشر می‌شود.
captcha

نظرات

  • نظرات منتشر شده: 5
  • نظرات در صف انتشار: 0
  • نظرات غیرقابل انتشار: 0
  • محمدي IR ۱۹:۵۹ - ۱۳۹۲/۱۱/۰۳
    6 0
    عجب خايني بوده!
  • بهمن هاشمي IR ۲۰:۵۱ - ۱۳۹۲/۱۱/۰۳
    12 0
    90000000 هزار دلار؟ کي ميره اين همه راهو؟
  • ياور IR ۲۱:۵۱ - ۱۳۹۲/۱۱/۰۳
    8 0
    عجب کلاه برداري.
  • قاضي IR ۱۱:۱۸ - ۱۳۹۲/۱۱/۰۴
    8 0
    حقش بود اعدامش ميکردن!!!!!!!!!!!!!!!!!!
  • مونا IR ۱۲:۳۰ - ۱۳۹۲/۱۱/۱۸
    0 0
    خدا عذابشو اون دنيا بيشتر کنه.